بی علی بودن گناه مظلمه است بعد پیغمبر علی فوق همه است
شهپرجبریل فرش خانه اش اوست شمع و فاطمه پروانه است
گرکلیم الله مسلح بر عصاست ذکریازهراعصای مرتضاست
|
آیت کبرای هستی حیدر است قهرمان عشق و مستی حیدراست
بی علی بودن گناه مظلمه است بعد پیغمبر علی فوق همه است شهپرجبریل فرش خانه اش اوست شمع و فاطمه پروانه است گرکلیم الله مسلح بر عصاست ذکریازهراعصای مرتضاست + نوشته شده توسط رسول در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت
10:26 |
دل باخته ام بر سر گیسوی سیاهش جان برکف عشق رخ جانانه ی عشقم
گوش دو جهان کرشود از عربده ی من دیوانه ی یک نعره ی مستانه ی عشقم خاطرندهی بر ورق هیچ کتابی یک حرف بخوانی گر ازافسانه ی عشقم جان بر لبم آمدزفراق رخ ساقی مخمور و خراب می پیمانه ی عشقم + نوشته شده توسط رسول در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت
15:9 |
آرزوی دل من حل هر مشکل من مقصد حاصل من
دورم از خویش مکن + نوشته شده توسط رسول در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت
18:19 |
در آخرین سفرم دلم را به رسم امانت به حرمت سپردم که تو بهترین امانت دار قلبم هستی
یا علی بن موسی الرضا + نوشته شده توسط رسول در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت
20:24 |
امام رضا اقا اگه قابلم بدونی فردا راهی هستم به سوی حرمت می خوام تو این سفرم با تو بودن رو سر چشمه ی زندگیم کنمو همیشه با محبت شما زندگی کنم به امید کرمت یا ضامن آهو + نوشته شده توسط رسول در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت
16:39 |
- عن ابى عبد الله عليه السلام : ان النبى صلى الله عليه و آله : بعث سريه فلما رجعوا قال مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقى عليهم الجهاد الاكبر. فقيل يا رسول الله : ما الجهاد الاكبر؟ قال : جهاد النفس . ترجمه : 1 - از امام صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عده اى را به جنگ فرستاد، چون از جنگ بازگشتند فرمود: آفرين به گروهى كه پيكار كوچكتر را سپرى كردند و پيكار بزرگتر بر عهده آنان به جاى مانده است ، گفته شد: اى فرستاده خدا پيكار بزرگتر چيست ؟ فرمود پيكار با نفس . جهادبانفس توی این طرح جدید هر روز به من سر بزنید + نوشته شده توسط رسول در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 و ساعت
19:59 |
نام زینب خاک را زر می کند د خت حیدر کار حیدر می کند
دختر زهرای اطهر اطهراست دختر مشکل گشا مشکل گشاست یازینب ... کربلامی خواهیم
+ نوشته شده توسط رسول در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت
18:58 |
تفسیر مصحف شریف بَلی مَن اَسلَمَ وَجهَهُ للهِ وََ هُوَ مُحسِنٌ فَلَه ُاَجرُهُ عندَ ربه وَ لا خَوفٌ علیهم وَ لا هُم یَحزَنون بقره آیه ۱۱۲ ترجمه: آری کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد،پا داش او نزد روردگارش ثابت است نه ترسی برآنهاست و نه غمگین می شوند تفسیر: قران معیار اصلی و اساسی ورود به بهشت رابه صورت یک قانون کلی بیان کرده می گوید ((آری کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد،پاداش او نزد پروردگارش ثابت است)) وبنابر این((نه ترسی برآنهاست و نه غمگین می شوند)) خلاصه اینکه بهشت از آن کسانی است که واجد دو شرایط باشند: ۱-تسلیم محض در مقابل فرمان حق و ترک تبعیض در احکام الهی ،چنان نباشد هردستوری موافق منافعشان است بپذیرند و هرچه مخالف آن باشد نپذیرند. ۲-آثار این ایمان در عمل آنها به صورت انجام کار نیک منعکس گردد،آنها نیکوکارند،نسبت به همگان و در همه ی برنامه ها در حقیقت قران با این بیان مساله ی نژاد پرستی و تعصب های نا به جا را به طورکلی نفی می کندو سعادت و خوشبختی را از انحصار در می آورد ضمناً معیار رستگاری را که ایملان و عمل صالح است مشخص می سازد
+ نوشته شده توسط رسول در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت
16:41 |
امام زمان آقا جون
امروز دیگه نمی دونم چی جوری باهات صحبت کنم آقا تو این ایام تولد خوب اجرتو دادم آقا شرمندتم آقا نکنه امروز که نامه ی عملمو می بینی برام گریه کنی آقا می دونم وقتی که گناه می کردم تو رو ندیدم ولی تو حالا منو ببخش آقامی خواستم فرجتو نزدیک کنم این که نشد هیچ زدم خراب ترم کردم آقا اینو از ته قلبم بهت می گم می دونم بد کردم ولی بازم تو به کرمت نگاه کن و منو ببخش آقا بخواه بازم نوکری تو بکنم تو رو جون عمت رقیه ردم نکن .... آقا اگه تو از خدا نخواهی منو ببخشه پس کی بخواد؟ آقا شرمنده ام بازم بیا و با کرمت منو از منجلاب گناه بیرون بکش آقا دوست دارم... + نوشته شده توسط رسول در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت
16:17 |
دیوونه کجا داره جز در میخونه ی عشق دیوونه نمی دونه جز می و پیمونه ی عشق گر بدونم که کجاست ساقی میخونه ی عشق بال و پر در میارم تا پیش او پر بزنم دل دیوونه ی من رقص مستی میکنه خنده ی مستونه بر اهل هستی میکنه نر گس مست تورو مست مست مست تورو دیدم و دیوونه شدم دیدم و دیوونه شدم دیدم و دیوونه شدم ندیدی نمی دونی دیدم و دیوونه شدم مستم امشب در میخونه ی مهدی میزنم گردر و وا نکنه هی در و هی در می زنم اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده توسط رسول در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت
17:20 |
یه سوال دارم مگر ما دل نداریم ای خدا یا مگر جا تنگ و بود از بهر ما در کربلا کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران غم روی ساقی از ما و شراب از دیگران همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا نروم تا کربلا چون با تو قهرم ای خدا امام حسین آقا بذار منم بیام
+ نوشته شده توسط رسول در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
17:36 |
اما زمان آقاجون
هفته ها همین جوری داره ازدست میره این جمعه هم نیومدی حکمتشوکی میدونه تاجمعه ی بعدی دیگه کی میره و کی می مونه آقا دیروز جمعه بود بازم نیومدی آقا چقدر چشم انتظاریم توی این دنیا بدون تو طاقت نداریم آقا فقط تو محرم رازمونی.
آقا پشتم به تو بنده اگه تو پشتمو خالی کنی کی دیگه بدادم برسه من که جز تو کسی رو ندارم آقا خودم میدونم هزار بار دستمو گرفتی و کمکم کردی میودنم که تو روت شرمنده اتم اینهمه روزای زندگیم داره دونه به دونه میگذره و من حتی یه روزش هم نشده که بتونم دل تو رو خوشحال کنم یابن الحسن آقا مددی بذار منم زندگیمو با عشق تو سپری کنم تو رو به جون عمت رقیه عشقتو ازم نگیر
+ نوشته شده توسط رسول در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت
10:6 |
منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد
زشهر عقل و عاقلا یکباره بیرونم کرد هرکی عاقله غمی داره روزگار دَرهمی داره عاشق نشدی نمیدونی دیوونگی عالمی داره ((((امام حسین قربونتم)))) + نوشته شده توسط رسول در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت
17:42 |
چندی است که اسیر محبت شخصی شده ام و عنان از کفم ربوده شده چه کنم؟
باسمه تعالی عاقل به اکمل و اجمل و انفع و ادوم محبت پیدا می کند،ترجیح می دهد محبت او را برغیر با اینکه محبت اکمل دافع شرور و بلیات است ،به خلاف محبت غیر. والله الموفق العبد محمد تقی البهجة
+ نوشته شده توسط رسول در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
17:41 |
بسمه تعالی
به آنچه می دانید عمل کنید وچیزی را جا نگذارید این خود تمام عرفان است والله الموفق العبدمحمد تقی البهجة + نوشته شده توسط رسول در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت
18:57 |
تویی بسم الله الرحمن الرحیم نام تو باشد صراط المستقیم مادرت زهرا رحمن است ورحیم
زینب تو هست مالک یوم الدین ایاک نعبد ایاک نستعین مهدی تو باشد صاحبه زمین ((((امام حسین دیوونتم)))) + نوشته شده توسط رسول در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت
18:55 |
باگناهانی که ازخود ساختیم ماظهورش را عقب انداختیم
امام زمان آقاامروز با یه دل پراومدم سراغت این حرفایی که تو وبلاگا پخش شده خیلی برام سنگینه غصه همه ی وجودمو گرفته آقا خودت می بینی چی جوری می خوان عشق تو وعمت رقیه رو از دل ماها بیرون کنن اباصالح ادرکنی آقا دیگه دارم دیوونه میشم این حرفارو فقط به خودت میگم آقا می دونم امروزمم گذشت و نتونستم فرجتو نزدیکتر کنم ولی آقا خودت دستمو بگیر تا بتونم تو دهن اونایی که بهتون توهین می کنن بزنم آقا بیا خسته شدم از بی کسی اونی که تنهای تنهاس دلش از همه بریده اونی که واسه یه بارم هنوزآقاشو ندیده دل من عاشق می مونه دائم ازشما میخونه منو میشناس آقاجون من همونم اون دیوونه
+ نوشته شده توسط رسول در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت
13:8 |
|
|